العلامة المجلسي
143
حياة القلوب ( فارسي )
مترجم گويد كه : هدايت گمراهان ونهى از منكر وامر به معروف بدون مانعى وبا تحقق شرايط بر همه كس واجب است خصوصا بر امامان وپيشوايان دين كه ايشان براي اين أمور منصوبند ، پس اين حديث وأمثال آن يا محمولند بر حال تقيه كه مأمور نيستند كه ترك تقيه كنند وبا ظنّ ضرر البتة اظهار حق نكنند ، ويكى از شرايط امر به معروف ونهى از منكر عدم خوف ضرر است وشرط ديگر تجويز تأثير است ، يا محمولند بر بعضي از تأويل آيات نسبت به جمعى كه عقول ايشان تاب فهم آنها نداشته باشد يا بعضي از دقايق معرفت اللّه يا معرفت أحوال غريبهء حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وحضرات ائمهء معصومين صلوات اللّه عليهم كه فهم أكثر خلق قاصر است از ادراك آنها ، زيرا كه ائمهء ما صلوات اللّه عليهم از شيعيان قاصر الفهم زيادة از سنّيان تقيه مىكردند به سبب آنكه بعضي از شيعيان از ديدن بعضي از معجزات غريبه يا شنيدن بعضي از احوالات عجيبهء ايشان غالى شدند وبه الوهيّت ايشان قائل شدند . وامّا استشهاد به آيهء قصهء سليمان عليه السّلام به آن است كه بر سبيل مثل ونظير ذكر كردهاند ، يعنى : همچنانچه حضرت سليمان عليه السّلام را در أمور دنيوي مخيّر نموده بودند ميان عطا ومنع ، ما را در افاضهء علوم وحقايق مخيّر گردانيدهاند ، يا آنكه در قصهء حضرت سليمان نيز مراد خصوص علم ومعارف باشد يا أعم از اينها از أمور دنيويّه ، يا آنكه در حقّ ائمهء ما عليهم السّلام نيز أعم از هر دو مراد باشد . ودر عيون أخبار الرضا در حديث احتجاج در فضيلت عترت طاهره آن حضرت فرمود : پس مائيم أهل ذكر كه خدا در قرآن فرموده است ، پس از ما سؤال كنيد اگر ندانيد ؛ پس علماى عامه گفتند : مراد به أهل ذكر يهودند ونصارى ، حضرت فرمود : سبحان اللّه ! آيا جايز است كه از ايشان بپرسيم ؟ ! اگر از ايشان سؤال كنيم ما را به دين خود دعوت خواهند كرد وخواهند گفت كه : دين ما بهتر است از دين اسلام . مأمون گفت كه : آيا شرحي وبيانى به خلاف گفتهء ايشان نزد شما هست ؟ حضرت فرمود كه : بلى ذكر رسول خداست وما أهل اوئيم واين مطلب در كتاب خدا مبيّن وواضح است در آنجا كه در سورهء طلاق مىفرمايد الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً . رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ